هدف از این تحقیق بررسی سلامت عمومی و تاریخچه ی آن با فرمت docx در قالب 23 صفحه ورد بصورت کامل و جامع و با قابلیت ویرایش می باشد

 

 

 

فهرست مطالب

سلامت عمومی

تاریخچه

رویکرد زیست شناختی به سلامت عمومی

رویکرد روان شناختی به سلامت عمومی

رویکرد جامعه شناختی به سلامت عمومی

رویکرد روان شناسی به سلامت

مفهوم سلامت

ابعاد سلامت

مولفه های تعیین کننده سلامت

حمایت اجتماعی و سلامت جسمانی

حمایت اجتماعی و سلامت روانی

منابع

 

 

 

سلامت عمومی از رویکردهای متفاوت مورد بررسی قرار گرفته وهرکدام از رویکردهانقش تکمیلی را برای دیدگاه های دیگر فراهم ساخته است. در آغاز به تعاریفی از سلامت عمومی می پردازیم وسپس به قدیمی ترین رویکرد درسلامت عمومی تحت عنوان رویکرد" زیست شناختی" اشاره شده وسپس به رویکرد" روانشناختی" و"جامعه شناختی" پرداخته می شود ودرنهایت،" رویکرد سیستمی" وتنیدگی بین عوامل زیستی، روانی واجتماعی مطرح شده وبستر مناسبی برای عنوان نمودن" رویکرد روانشناسی" سلامت فراهم می گردد.

 

 

 

درتعریف سلامت عمومی باید به دورویکرد عمده تاکید نمود: رویکرد اول، سلامت به معنی فقدان بیماری یا معلولیت شناخته می شود. دراین رویکرد، سلامت حقیقی یعنی پیشگیری از بیماری ونابهنجاری از اینرو، اگر فردی مشکلات روانشناختی ویاجسمانی را تجربه نکند انسانی سالم نامیده شده وبه عنوان فردی بهنجار شناخته می شود که هیچ گونه بیماری یا معلولیت را تجربه نمی کند. دررویکرد دوم که پس از تدوین نظامنامه سازمان بهداشت جهانی رایج گردیده است به مفهوم بهزیستی وکیفیت مثبت زندگی تاکید می شود. دراین رویکرد سلامت به عنوان یک مفهوم مثبت نگریسته شده وعلاوه براینکه فرد ابعاد منفی یا بیماری را تجربه نمی کند، به صحت وآسایش زیستی ودیگر عوامل مثبت گسترده اجتماعی، سیاسی واقتصادی تاکید می نماید. در این زمینه می توان به تعریف سلامت در نظام نامه سازمان بهداشت جهانی اشاره نمود: "سلامت حالت کامل آسایش وکامیابی زیستی، روانی واجتماعی است وصرف فقدان بیماری یا معلولیت  نمی باشد"

 

 

 

 بنیارد 1996، رویکرد فوق را به عنوان یک رویکرد ایده آل گرایانه مورد بررسی قرار داده وعنوان می کند که دستیابی به اهداف سازمان بهداشت جهانی به راحتی امکان پذیر نیست. وی تعریف سلامت برمبنای حالت کامل صحت وکارکرد مطلوب زیستی، روانی واجتماعی را مورد انتقاد قرار داده است واظهارمی کند که رسیدن به این وضعیت درعمل بسیار مشکل است. او اعتقاد دارد که عوامل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی درکشورهای جهان سوم وضعیت سلامت را تحت پوشش قرار داده است، شاید بتوان گفت که اکثریت این افراد را باید به عنوان انسان هایی ناسالم برچسب گذاری نمود زیرا زندگی این افراد درتمامی جنبه ها کامل نیست وکیفیت زندگی مطلوبی ندارند.